بنابه اخبار منابع بحرینی، علت بازداشت این دختر جوان شیعه، خواندن شعر علیه رژیم آل سعود و آل خلیفه در میدان "اللولوء" بوده است. بنا به اخبار این منابع، پس از بازداشت "آیات القرمزی"، او را نزد "عیسی بن حمد آل خلیفه" برده و او را در مقابل دیدگان وی مورد شکنجه و تحقیر قرار داده و پس از آن در اختیار نیروهای امنیتی حکومت آل خلیفه قرار گرفته است.
در نهایت پس از چند روز، در تماس تلفنی یک فرد ناشناس، خانواده این دختر ۲۰ ساله اطلاع یافتند که وی در یکی از بیمارستان های بحرین بستری است. پس از مراجعه خانواده به بیمارستان متوجه شدند که به دلیل شکنجه بسیار زیاد، او در حال حاضر در کما به سر می برد و پزشکان پس از معاینه او متوجه شده بودند که مورد تجاوز جنسی قرار گرفته است.
وی در چند ماه اخیر فعالیت گسترده ای در میدان "اللولوء" داشته ، پدر وی نیز از شعرای سرشناس بحرینی به شمار می رود که در دهه های ۹۰ قرن گذشته میلادی به دلیل اشعاری که علیه رژیم "آل خلیفه" سروده بود، چندین بار بازداشت و مورد شکنجه قرار گرفت.
برای" آیات القرمزی " ماهی قرمز نوروز بحرین!
دریا چه بق کرده است، دریا کودکانه است
بی حرف، بی جاشو و بی موج و ترانه است
ترسیده از چیزی مگر دریا کز اینسان
با موج موجش رعشه های بی بهانه است
شور است اما شوری اش از جنس اشک است
انگار از پلک زمین اشکی روانه است
با بادها هم شوق بازی کردنش نیست
دریا که چون مرداب ها نیلوفرانه است
امشب چرا جز لو ءلوء خونین ندارد
امشب چرا چون لخته هایی بیکرانه است
در ساحل خونین آن سو دیده شاید-
شب را که گرم جستجو – خانه به خانه – است
رگموج هایش سوخته از بس که دیده
در نخلهاشان شعله سرگرم زبانه است
با ماهیان قرمز از دریا نگویید
دیگر نه آن دریای شعر عاشقانه است
از حیرت آلاله های ساحلش سرخ
دریا چه بق کرده است، بغضی جاودانه است
***
چون نخل طور شعله کشید ایات
آیات نام کوچک توفان ها
نامی که در کتاب خدا زنده است
نامی که تا همیشه نماز ما
در محضرش شکسته و شرمنده است
آیات شعر زلزله ها را گفت
حرف سطوح گمشده در گل را
چون نخل طور شعله کشید ایات
آوازهای سوخته در دل را
با گردبادهای مهیب و سرد
بی ترس از نسیم و شکفتن خواند
در پیچش سیاهی عالمگیر
آن خطبه را چه محکم و روشن خواند
آیات نام کوچک مهتاب است
نام بلند هر چه که خورشید است
سیلی خور کسوف نخواهد ماند
صبحی که صبح روشن امید است
٣
ملخ! هجوم ملخ بر مزارع گل سرخ!
نه وحشت است که حیرت شکسته دلها را
گرفته فوج ملخ، موج موج دریا را
ملخ! هجوم ملخ بر مزارع گل سرخ!
ملخ وزیده و آشفته باغ و صحرا را
یهود امت احمد دوباره خیبری اند!
شکسته اند در خانه های زهرا را
سیاهکارتر از وحشیان سفیان کیست؟
که می درند جگرهای حمزه آسا را
نژادگان عرب! این حماسه های شکم!
به زیر پیل فکندند پیر و برنا را
به جنگ دخترکان رمیده آمده اند
دریده دیده خورشید این تماشا را
بهوش ای همه زالوفشان ساحل خون!
که موج گریه خبر کرده است دنیا را
بهوش کز همه تان هیچ هم نخواهد ماند
دمی که غیرت توفان گذشت دریا را
"دل رمیده ما را که باز می گیرد"
فغان ز خون جگری بی نگاهتان یارا !
دلم گرفته دلم عجیب گرفته