آیات القرمزی شاعره ی جوان بحرینی شاعری شناخته شده و معروف است در حالیکه بیش از 20 سال سن ندارد.

در جريان قيام مردم بحرين آيات نيز بارها در کنار مردم در ميدان لولو حضور پيدا کرد و به شعر خواني با لهجه ي محلي سرزمين خودش پرداخت. شعرهاي حماسي او در هجو حمد بي عيسي آل خليفه ، تاييد قيام مردم و وحدت شيع و سني بود و با تشويق هاي هيجان آميز حضار همراه مي شد.

چند روز پس از تخريب ميدان لولو توسط حکومت بحرين، جلادان آل خليفه به خانه ي آیات یورش مي برند تا اين شاعر جوان انقلابي را دستگير کنند. آيات در آن ساعت خانه نبود. ماموران خانه را به هم مي ريزند و آيات را سرانجام در دانشگاهش دستگير مي کنند. از اين جا به بعد، درونمايه ي داستان چند روايت مختلف به خود ميگيرد :

اواخر فروردين ماه 1390 اولين خبري که منتشر شد خبر سيلي زدن خود حمد بن عيسي بر صورت آيات و سپس شکنجه هاي فجيع توسط نيروهاي بحرين بر روي اين شاعر بود_ از جمله تجاوز شش نفر به او_ و اينکه جنازه ي نيمه جانش به بيمارستان انتقال پيدا مي کند و در کما به سر مي برد.

خبر دوم در ادامه ي خبر اول بود و روز اول ارديبهشت 1390 در سطح اخبار منتشر شد. خبر اين بود که آيات به خاطر شدت جراحات وارده ی ناشی از شکنجه جان خود را از دست داده است.

خبر سوم اما کمي با دو خبر قبلي متفاوت بود. دوم ارديبهشت در اين خبر جديد، خبر دوم _يعني خبر شهادت آيات_ به عنوان جوسازي و توطئه ي حکومت بحرين عنوان شد. در اين خبر از زنده بودن آيات در زندانها و شکنجه گاه هاي آل خليفه سخن گفته شد و اينکه حکومت بحرين قصد دارد با مطرح کردن شايعه ي مرگ آيات القرمزي مخفيانه و بي سر و صدا او را سر به نيست کند.